تبلیغات

انــــــــــــعکاس جــــــــــــوانی

انــــــــــــعکاس جــــــــــــوانی
علوم ازمایشگاهی_تهـــــــــــــــران پزشکی_90 
نظر سنجی
نظرتون درباره اهنگ وبلاگ چیه؟






سلااااااااااااام دوستای گلم من اوووووووووووومدم ، خوش اووووووووومدم
دوباره فعالیتم رو تو اینجا از سر میگیرم..وااااااای که چقد دلم تنگیده بود براااااتوووووون
....شرمنده ی فرانک جون و بقیه
ی بچه ها که این مدت نبودم..
حالتووووووووون خووووووووووبه؟؟؟

امروز این پستم بیشتر جنبه ی گلایه داره!


تا حالا هیچ امتحانی ، هیچ کلاسی ؛ هیچ درسی ، هیچ اتفاقی به اندازه ی این انتخاب واحدا و حذف و اضافه ها حداقلش واسه من سخت و نفس گیر نبوده!
پریشب یکی از همین شبای سخت انتخاب واحدمون بود...
چقدر برنامه ریختیم چه هماهنگیا که نکردیم، چه فکرا و چه نقشه ها که داشتیمو...آه خدای من
...
نزدیکای 1 شب بود که همه تو کنفرانس یاهو جمع شده بودیم همه آن بودن
!
2 دیقه مونده به انتخاب واحدا، دستا رو لینکش بود تا یک بشه و حملههههه!
حالا من بیجاره اشتباهی که کردم میخوام تازه شهریه بریزم!

وقتی یک شد سکوت مطلق
کسی جواب پی امی نمیداد تا اینکه من بعد یه ساعت موفق شدم شهریه رو بریزم یهووووووو اس اومد کلاس خون پر شد!
حالا هی اس هی زنگ هی پی ام...
ایناااااا چی میگن خداااااااااااا؟ یعنی چی؟؟؟

پورتال ها ارور میده
تو یه پورتال میری300 نفره ،میبندی بعد دو دیقه باز همونو میزنی می بینی شده 500 نفر!
شبیخون زدن بچه هااااااا...هنوز یه ساعت از انتخاب واحدا نگذشته بود که چندتا کلاس  پر شده بود
نههههههههههه، اینجا میدون جنگه گویااااااااا نه سایت دانشگاه!
اکثریت پراکنده شدیم دیگه کلاسامون یکی نیس،هرکی واسه خودش هر کدی رو میزد بلکه خالی باشه...

چند بیتی از شعر ( لوسی لوسی)در وصف حال آن شبمان:
*سیستم ما هنگیده اشکم در آمد ای خدااااااا

این موبایل با زنگش هم هست رو مخم واحسرتااااا
یک کسی چیزی بگوید بر من درمانده رااااااااه
واحدام بیش ز 10 نمی شود خاک برسرااااااا

آز ( آزمایشگاه) هم باز مثل هر سالم نشد
جزو دروس انتخابیم ای خدااااااا
من نمیدانم چه گویم باز این شد انتخاب؟؟؟؟
 نه بابا میدان جنگست... فکر نکن تو بیخیال
واجب است از ترم بعد تانک و تفنگ و اسلحه
همره ما باشدی تا کس نباشد تاب ما


فکرکنم اوضاع هیشکی به داغونی اوضاع من نبود حالا کلاس خالیه میگه با فلان درس تطبیق میخوره! خلاصه تا 5 بیدار بودم
آخرش چی شد؟

باور کنید نمیخواستم ولی مجبور بودم بچه ها مجبوووووووور بودم که با گروه بوووووووووق وردارم!
خدابگم این گروه بووووووووقی هارو چیکار کنه ...
اما نگران نباشید من اصالتم رو حفظ میکنم، خودم رو نمیبازم ، هرگز همرنگ این گروه بوووووووق نخواهم شد و ترم دیگه به گروه خودمون برمیگردم!

دوستان اگه نظری پیشنهادی انتقادی خاطره ای از این انتخاب واحدا و حذف و اضافه ها دارین تو کامنتا بگین، من که پر خاطرم اول خودم شروع میکنم...

راااااااااااااستی
شروع ترم جدید رو پیشاپیش به همه تبریک میگم امیدوارم این ترم دیگه....
خواستن توانستن است ...میخونیم



طبقه بندی: خاطرات ازمایشگاهی،
[ یکشنبه 15 بهمن 1391 ] [ 11:50 ق.ظ ] [ نیلوفر ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام ما6 تا دانشجوی علوم آزمایشگاهی تصمیم گرفتیم وبلاگی بسازیم که فقط علمی نباشه و در مورد موضوعات مختلف پست های خودمون رو بذاریم .با نظراتتون سعی در بهتر کردن این وبلاگ داریم .
مدیــــــر وبــــــــلاگ:فرانـــک
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

انعکاس جوانی

Online User